تبليغاتX
دریا پری -

بذر

پیش از آن که خودش ترک بردارد

خاک را نمی شکافد.

 

گاهی که به سال های اخیر نگاه می کنم از این همه موج های سینوسی زندگی ام متعجب می شوم، و بیشتر از همه از اینکه من، همین خود  ٍ من چطور در جریان هر کدام از این موج ها مبارزه کرده ام، رنج کشیده ام و در ازایشان آموخته ام. این روزها مدام فکر می کنم دیگر خدا چه چیزی برایم کنار گذاشته است... اول زندگی بدون مادری که ستون خانواده بود، بعد چند صباحی زندگی با کسی که قرار نبود جای مادر باشد اما حضورش ملموس بود و بعد یک طور دیگر و بعد زندگی دانشجویی و مسئله ها و درگیری هایش که کم هم نبودند و حالا طور دیگری... و می دانی جالب تر از همه چیست... اینکه هیچ کدام از این حالت ها شبیه هم نبودند و نیستند. هر کدامشان من را با لحظه ها و روزها و حس های جدیدی روبرو کرده اند و می کنند و هر کدام از من، من ٍ دیگری می سازند. گویی که هر کدام تراشم می دهند، گویی که هر کدام من را با بخش جدیدی از وجودم آشنا می کنند، گویی که هر کدام پرده های جدیدی را لایه لایه، از من و افکارم و جامعه ام کنار می زنند... گویی که هر کدام با زبان بی زبانی به من می گویند هنوز فرسنگ ها تا آنچه که باید بودن، فاصله داری... و گویی که هر کدام من را نسبت به خودم مغرور می کنند و وادارم می کنند دریا پری را بیشتر ببینم و بیشتر دوست داشته باشم!

 

پ.ن: یکی از لحظه های شدیدا خاص این زندگی جدید کمپوت و مربا پختن است! باورتان می شود... آن هم من، همین منی که لب به مرباهای رنگارنگ خواهر خانم نمی زدم! حالا نمی دانم این روزها چه بلایی به سرم آمده... فقط تا بلای بیشتری به جانم نریخته باید یکی از این موسسات خدماتی ِ قابل اعتماد را پیدا کنم، وگرنه اگر دو بار دیگر این خانه را بشویم و بسابم شک نکنید که می میرم!

 

+ نوشته شده توسط دریا پری در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:12 |