تبليغاتX
دریا پری

 

بزرگترین لطف این شب های بهاری می دانی چیست...

یک کتاب بگیری دستت، موقع برنامه مثلث شیشه ای روی کاناپه دراز بکشی و گوجه سبز و زردآلو بخوری! هر از گاهی دو خط بخوانی، یک نگاه به صفحه تلویزیون کنی و باز گوجه سبز و زردآلو!

برای اختتامیه هم کتاب را بگیری بغلت و به " شبی تمام می شوم، فقط به من اشاره کن" گوش دهی و کیف کنی، حتی اگر به اندازه " من و رها کن از این فکر تنهایی" دوستش نداشته باشی.

 

 

+ نوشته شده توسط دریا پری در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 و ساعت 16:54 |

 

گاهی می شود،

برای یک "پسر بچه فال فروش" که دفتر مشق اش را کنار دستش پهن کرده و در حالیکه مداد را بین انگشت های کوچکش گرفته، کارش را استادانه انجام می دهد،

در مقایسه با یک فرصت طلب ِ تمام عیار، احترام بیشتری قایل شد.

 

+ نوشته شده توسط دریا پری در جمعه دهم خرداد 1387 و ساعت 10:47 |

زندگی قرص ِ نانی است

روی آب ِ حوض ِ خانه ی خاطرات

سهم ماهی های سرخ

که همیشه، عاشقند

باور کن

 

می خواهم یک آی پاد بخرم، یکی از این آی پادهای finger touch خوشگل ِ Apple.

برای یک نفری، می خواهم هدیه بخرم.

نه mp3 و نه mp4 ، فقط و فقط یک آی پاد... گفتم که می خواهم هدیه بخرم...

.

.

.

فقط مدام یاد جمله ای که در یکی از همین وبلاگ های آبی و نارنجی و خاکستری خوانده ام، می افتم...

گفته بود... آی پاد هم مثل بعضی آدم هاست که برایشان در حد توانت انرژی می گذاری و هزینه می دهی، اما در آخر می بینی ارزش هیچ کدام را نداشته است.

.

.

.

اما به هر حال گفتم که... می خواهم یک آی پاد ِ خاص، برای یک هدیه خاص و برای یک آدم خاص بخرم.

 

 

+ نوشته شده توسط دریا پری در دوشنبه ششم خرداد 1387 و ساعت 23:22 |