تبليغاتX
دریا پری

                       

 

اهمیت ندارد بخواهی

ابرها

گل ها

ساعات خوشبختی

را بشماری

 

ابرها پراکنده می شوند

گل ها پژمرده می شوند

ساعات خوشبختی می گذرند

 

مهم این است که

آنها را اصلا

ببینی

دریابی

از آنها لذت ببری

آنها را در خاطرت

نگه داری

 

و من می خواهم آنها را نه تنها ببینم که در خوشی داشتن ِ تک تکشان غرق بشم.

...

 

- مادرم می گفت نیمه های یک شب سرد برفی به دنیا آمده ام... و درسته که امشب برفی نمی بارد و مادرم هم نیست. اما، من هنوز خوشی هایی دارم که در لذت خلسه مانندشان فرو روم و ایمان داشته باشم...

برف ها کم کم آب می شود

شب ذره ذره آفتاب می شود

و دعای هر کسی

رفته رفته توی راه مستجاب می شود...

 

- من امشب دوباره به دنیا می آیم!

 

+ نوشته شده توسط دریا پری در شنبه یکم دی 1386 و ساعت 22:19 |